جغرافیای سیاسی افغانستان – جغرافیای سیاسی

شعله یی ها (طرفداران شعله ی جاوید) هم همان وقت کورس هایی را دایر کردند و فعالیت داشتند. جواب: شامل دشت ها و جلگه ها است. در مجموع استعداد قوای دشمن در منطقه شامل هشت تیپ زرهی، شش تیپ مکانیزه و حدود 20 تیپ پیاده بـود. بر پایه بازماندهای پراکنده این اثر میتوان گفت که سه بخش بوده است که بخش میانی آن حوادث تاریخ ایران از فتح بغداد به دست هولاکو تا روزگار سلطان اولجاتیو را شامل بوده است و افزون بر آن به تاریخهای محلی نیز توجه داشته است.

به طبع شهرت اینکه اصحاب کهف در بلاد روم سکنى داشتهاند، انگیزهای بوده است تا این جویندگان، در پى یافتن اطلاعاتى جدید و موثق درباره اصحاب کهف بیشتر به جانب روم توجه کنند. سکایان با لقب آریا تا مدتها ساختند اما زودتر از دیگر شاخههای آن و به ویژه هند وایرانی این نام را رها کردند و به سکا معروف شدند. از این جهت و نیز بسبب اینکه در آشور غنایم کافی نیافته بودند، بنای تاخت و تاز را در همه صفحالت شمال غربی و غرب و شرق ایران، آشور، وان، کاپادوکیه گذاشته و کشوری را بعد از دیگری غارت و خراب کرده پیش رفتند تا به سواحل دریای مغرب (مدیترانه) رسیدند در این نواحی، هرچه مییافتند غارت و آبادیها را ویران و مردم را نابود میکردند، فقط مردمانی سالم ماندند که به قلعهها پناه بردند.

از این رو زبده التواریخ را به سان جامع التواریخ نوشت که تاریخ عمومی عالم را از آغاز تا زمان سلطان الجاتیو در بر دارد. بنا به نوشتههای هردوت تاخت و تاز آنها در ایران ۲۸ سال به طول انجامید و در این مدت سکاها سروران تمام ملل آسیا بودند و از آنها باج میگرفتند. پس از این واقعه پادشاه ماد با سکاها جنگید و چون آنها سرکردهای نداشتند، شکست خوردند و پس از ۲۸ سال مجبور به خروج از کشور ماد شدند.

چون اکثر پژوهندگان، این قوم (سکاها) را همان تورانیان میدانند و در کتاب مقدس تورات هم با نام «اشکوزاها» یا «هلاک کننده امتها» آمدهاند برخی از مورخین بر این عقیدهاند یکی از نامهای یأجوج و مأجوج که در قرآن کریم آمده همین سکاها هستند. سکاهایی که از طرف آسیای وسطی با ایران سرو کار داشتند، جغرافی دانان قدیم آنان را ساک (sake) نامیدهاند داریوش هخامنشی آنها را سکه (saka) مینامید یونانیان آنها را اسکیت یا اسکوت میخواندند و اسکوت در زبان یونانی به معنی پیاله است و افراد این قوم همیشه پیالهای با خود به همراه داشتند.

نواحی مرتفع این کوه تقریبا همیشه پوشیده از برف بوده و دره های بی شماری در دامنه های این کوه بوجود آمده که معروفترین آنها از این قرار است: دره های واخان ، شغنان، منجان ، جرم ، درایم، کشم، ارسج، فرخار، دره اشکمش، خوست، فرنگ، سمندان، اندراب،خنجان، دوآب وسراب، در شمال ،و از طرف جنوب دره پنج، نور ، کم ، پشال ، باندول، اشپی، اسکین، پنجدره نجراب، دره هزاره، بازارک، پاران ده ششل ، سالنگ ، اشاوه ، شکاری ، کپچاق، چهارده ، بامیان ، سیغان، کهمرد. سنگهای قیمتی، عبارت از سنگهايی است که دارای رنگ مرغوب غیرشکننده و خاصیت خوب کم یاب باشد.

زندگی اقتصادی مردم بدخشان نیز دراین اثر بصورت روشن تبلور یافته است.منابعی که عواید دولت ازآن بدست می آمد عبارت بود از: مالیه زمین وحاصلات زمین از دهقانان ومالیه مواشی از کوچیان مالدار،عواید استفاده از معادن لاجورد،لعل وطلا که در حوزه دریای کوکچه وساحل راست رودخانه پنج موقعیت دارد. شاعری قهار که اشعاری بسیار زیبا و پرمفهوم را با استفاده از حس قوی طبیعت گرایی خویش به زبان لکی و فارسی می سراید. «رنه گروسه» معتقد است که به گواهی علم نامشناسی سکاها بهنژاد ایرانی آریایی تعلق داشتند اینان از ایرانیان شمالی بودند که به حالت بیابانگردی در موطن اصلی ایرانیان و استپهای ترکستان روسیه کنونی میزیستهاند.

«قوم سکا» در ازمنه تاریخی از درون آسیای وسطی یعنی از ترکستان چین تا دریای آرال و خود ایران و از نواحی با فاصلههایی تا رود «دن» (don) و از این رود تا رود عظیم «دانوب» منتشر بودند و آغاز تاریخ آنان را شاید بتوان حدود ۱۷۰۰ پیش ازمیلاد دانست و آنجاست که «تروگوس پومپئیوس (trogus pompeius) مورخ سده اول پیش از میلاد بر اساس شواهد تاریخی سکاها را کهن تریننژاد جهان میداند. سکاییان پس از این فتح دانستند که دیگر کسی قدرت ندارد از نفوذ آنها جلوگیری کند، چه آشور به واسطه جنگ با ماد ناتوان و خود مادیهای غالب، مغلوب سکاها شده بودند.

در نتيجه در نظام اجتماعی قبل از فئوداليسم، يک نظام بخصوص “شاه پدری “(Patrimonial) از طريق مناسبات بوروکراتيک، و سلسله مراتب قدرت جهت اجرای فرامين فرمانروا حاکم گرديده است. وگرنه آسمان در اصل از عاج هم سپیدتر است و این نشانگر قدرت افسانه در قدرت­بخشی به جلوه­های طبیعیِ زاده تخیل است. اگرچه توضیحی ندادهاند که آنها از کجا به لُرستان کوچ کردهاند و یا کجاییاند اما با تحلیل و بررسی همین خبرهای کوتاه میتوان نتایجی به دست آورد. اورانسکی (oranski)، زبانشناس بر اساس تجزیه و تحلیل کلمات سکایی (اسکیتی) به این نتیجه رسیده است که در مورد ایرانی بودن زبان آنان جای تردیدی ندارد و در تاریخ اجتماعی ایران در دوران پیش از تاریخ ص ۲۲۵، زبان این قوم را ایرانی و وابسته به زبان اوستا میداند.

چون در آن کول مردم بسیار شدند، هر گروهی به موضعی رفتند و ایشان را بدان موضع بازخواندند، چنانچه سیوانی، جنگرویی، اوتری و هر قبیلهای از لُران که درآن مقام نداشتند، لُر اصلی نباشند و شعب ایشان بسیار است چنانکه کوشکی، لنبکی، روزبهانی، ساکی، شادلوی، داودی، عباسی، محمدکاری و گروه جنگروی که امرای لُر کوچک و خلاصه ایشانند از شعبه سلبوری باشند و از شعب دیگران این اقوامند: کارند، رزجنگری، فضلویی، شنوندی، الانی، کاه کاهی، ورخوارکی، دری، ویراوند، مانکره، واری، امارکی، ابوالعباسی، علی ممایی، کیجایی، خودکی، مدرئی و غیرهم که منشعب شدهاند. چون این قوم در آن موضع بسیارشدند و بعد از آن هرقبیلهای به جهت علفخوار (کذا) روی به موضعی نهادند و بعضی به لقب پدر و بعضی به اسم موضعی که قرار گرفتند نام قبیله بدان مشهور شده، مثل روزبهانی و فضلی و داود عباسی و ایازکی و عبدالملکی و ابوالعباسی که نام پدر موسوماند و سلوزی و جنگرویی و لک و هسته و کوشکی و کارند و سنوبندی و الانی و زخوارکی و براوند و زنگنه و مانکره یی و رازی و سلگی و ساکی و جودکی که به اسامی موضع خود مشهور شدهاند و بعضی از این اقوام مثل قوم ساکی اگر چه زبان لُری دارند اما در اصل لُر نبودهاند.

معینی نطنزی در سال ۸۱۶ هـ ق در ذکر طوایف لُرستان آورده: «مورخان در آنچه نام این طایفه به لُر موسوم شده چند وجه گفتهاند: یکی آنکه در ولایت مایرود دیهی است که آنرا کریت خوانند و دربندی دارای که لوک نام دارد و در آن بند موضعی هست که آنرا لُر گویند، چون اصل ایشان از آن موضع انتشار یافته است نام این موضع لقب ایشان شده است. حمدالله مستوفی در سال ۷۳۰ هـ ق درباره طوایف لُرستان مینویسد: «در مقدمه ذکر لُران و سبب وقوع اسم لُری بر ایشان یاد کرده شد که در کول مانرود بودهاند. از میان پژوهشگران چند دهه اخیر مرحوم علی محمد ساکی، حمیدایزدپناه، حمیدرضا دالوند و مراد حسین پاپی همگی به اتفاق نظر ایل ساکی را یکی از قدیمترین و کهنترین اقوام لُرستان ذکر کردهاند و بر این اعتقادند که نام ساکی در نخستین فهرستهای موجود از آن با نام قوم یا قبیلهای مستقل سخن به میان آمده است.

این اتفاق نظر و این توضیح و تأکید و تخصیص مورخان مهم است که آگاهی میدهد که ایل یا قبیله ساکی لُر نیستند. گزارش این مورخین از جمله معینی جالب توجه است که از میان آن همه قبیله درباره ایل ساکی مینویسد: ساکیها با اینکه لُر نیستند، ولی به زبان لُری تکلم میکنند. امروزه کوه صفه تفرجگاهی جالب توجه است که به سبب امکانات رفاهی و تفریحی و پتانسیل آن برای ورزشهایی همچون کوهنوردی، پیادهروی و سنگنوردی محبوبیت زیادی نزد مردم دارد. آنانرا مقید نزد من آوردند و کشتم…

دیدگاهتان را بنویسید